تبلیغات
" موفقیت در سینما " - نگاهی بر فیلم مهر هفتم
 
" موفقیت در سینما "
سینما و سینما و سینما
                                                        
درباره وبلاگ

با سلام و خوش آمد به شما بازدیده کننده گرامی
امیدوارم لحظات خوبی رو در این سایت تجربه کنید
با آرزوی بهترین ها
مدیر وبلاگ : علی اکبر رنجبر
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام
پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علی اکبر رنجبر
پارادوکس های بی انتها


اگر بخواهیم مهر هفتم برگمان را یک واژه خلاصه کنیم در انتها به یک واژه می رسیم.پارادوکس.دنیای سرشار از تضاد و تقابل.سیاهی و سفیدی.زشتی و زیبایی.مرگ و زندگی.دین و هنر.خدا و شیطان و خیلی از تضاد های دیگر.
داستان در مورد شوالیه ای بنام «آنتونینوس بلوک» (فون سیدو)، که از جنگهای صلیبی باز می گردد و از میان سرزمینی طاعون زده، که در آن جادوگران را زنده زنده می سوزانند می گذرد تا به خانه برسد.
شوالیه ای که پس از سال ها جنگیدن برای دین و خدا حالا با یک تضاد درونی بسیار جدی روبه روست.تضادی که او را دچار سردرگمی ای بی پایان کرده و سوالی اساسی را درونش شکل داده.
خدا کسیت؟ و یا چیست؟ و یا اصلا وجود دارد؟
این سوالی است که ما برای رسیدن به آن محکوم به دیدن یکی از شاهکارهای سینمای دنیا هستیم.
همانگونه که اشاره گردید شوالیه و همراهش پس از سال ها جنگیدن در جنگ های صلیبی در راه برگشت به خانه هستند که مرگ در هیبتی ترسناک خود را به آنها نشان می دهد.اما شوالیه به خاطر ماموریت ناتمامش (شناخت خدا) او را به جنگی جدید دعوت می کند.جنگی که بر خلاف جنگ قیبلیش که چیزی در حدود 10 سال به آن مشغول بوده و با تیغه ی سرد و آهنی فلزی به چیزی جز سردرگمی دست نیافته،حالا سعی می کند با تفکرش پا به میدان نبردی بگذارد که خودش هم میداند نتیجه ای جز شکست برایش رقم نخواهد خورد اما امیدوار است که فرصت کوتاه باقی مانده ای که بازی شطرنج برایش به ارمغان می آورد، او را به حقیقتی که سال هاست به خاطرش جنگیده برساند. و همین آغازی می شود برای پی بردن به دنیای بی انتها از تضادهای ریز و درشت.تضادهایی که سیاهی و سفیدی مهره های شطرنج،ظاهریترین آنها به شمار می رود.
در کنار شوالیه و همراهش ما با زندگی یک زوج هنرمند مواجه می شویم.خانواده ای سه نفره که در کار سیرک مشغول به کار هستند و البته به هیچ وجه از وضعیت حاکم راضی به نظر نمی رسند.چرا که معتقدند مردم به هنر دیگر توجه ای ندارند و توجه شان به چیز هایی جلب شده است که هیچ کمکی به آنها نمی کند.و همین گفته را ما می توانیم بصورت عینی در یکی از سکانس های ماندگار فیلم ببینیم.سکانسی که در آن هنرمندان مشغول اجرای هنرشان هستند اما هیچ کس نه تنها به آنها توجه ای ندارد بلکه در انتها با زدن میوه ای له شده به صورت یکی از اعضای گروه به گفته های مرد مبنی بر بی اعتنای مردم به هنر ،جامه ی واقعیت می پوشانند و چند ثانیه بعد ما با حقیقت وجودی مردم دنیای مهر هفتم آشنا می شویم و مردمانی را می بینیم که برای بخشیده شدن به خاطر گناهانشان و در امان مانده از خشم خدا که در قالب بیماری طاعون ظهور پیدا کرده(با اعتقاد کشیشان و مردم)،به خودزنی می پردازند به امید آنکه از مهلکه ی کشنده ای که در آن گرفتار شده اند نجات پیدا کنند.و در اینجا به نظر نگارنده مهمترین تضاد داستان شکل می گیرد.تضاد دین و هنر.تضادی که به نوعی به نقد مستقیم فیلم ساز مواجه می شود.فیلم سازی که بر خلاف کشیشان مدعی است که آن چیزی که می تواند به نجات زندگی شما کمک کند زندگی کردن و بودن در لحظه و لذت بردن از زندگی است.چیزی که ما می توانیم آنرا در قالب وجودی خانواده ی هنرمندان داستانمان ببینیم و جالب آنکه تنها کسانی که از دست مرگ نجات پیدا می کنند همین سه نفر هستند.چیزی که ما در سکانس تاثیر گذار آخر آنرا به خوبی می بینیم.
به شوالیه باز گردیم.شوالیه ای که با تصمیمش همچون دکتر توت فرنگی های وحشی ما را با پیچیدگی های داستان آشنا می کند.شوالیه ای که می توانیم تضاد درونیش را در قالب همراه و نوکرش ببینیم.نوکری که به نوعی به خدا و زندگی پس از آن اعتقای ندارد و همواره در سدد است تا تلاش رئیسش را برای رسیدن به حقیقت بی نتیجه و پوچ قلمداد کند.چیزی که می توانیم در صحنه ی به صلیب کشیدن دختری که محکوم به جادوگری است و قرار است به آتش کشیده شود ببینیم.جایی که همراه شوالیه بعد از آماده کردن دختر برای سوزاندن به او می گوید " حالا بگو ببینم چه چیزی در انتظار این دخترک است.فرشته ها. شیطان. خدا و یا هیچ و پوچ " و سرانجام خودش جواب خودش را می هد: " هیچ و پوچ".و این همان چیزی است که شوالیه بیش از همه از آن می ترسد.اینکه همه ی زندگیش را صرف هیچ و پوچ کرده باشه.کاری که زمانی غیر قابل تحمل می شود که با اسم دین و خدا بوده باشد.به اسم جنگ های صلیبی.
در اینجا دوست دارم روی خرده پیرنگ دخترک (جادوگر) محکوم به اعدام اندکی بیشتر مکث کنم.چرا که معتقدم فیلمساز تمام حرفش را در قالب وجودی این شخصیت عنوان می کند و به تصویر می کشد.شخصیتی که به گفته ی کشیشان(مدعیان دین) به خاطر همراهیش با شیطان محکوم به سوخته شدن در آتش گردیده و حتی صحبت با او ممنوع است.اما سرانجام پس از گذشتن از جنگل و عبور از چاله ای (که نمی تواند بی دلیل باشد )موعد سوخته شدن دخترک فرا می رسد و شوالیه بر خلاف دیگران که مدعی اند او نماینده شیطان است در رابطه با خدا ازش می پرسد(یکی دیگر از تضا های داستان):
شوالیه:صدای منو میشنوی؟میگند تو با شیطان ملاقات کردی
دخترک:میپرسی که چی؟
شوالیه:به خاطر علاقه ی شخصی.من هم میخواهم با او برخورد کنم.
دخترک:چرا؟
شوالیه:میخوام از او در مورد خدا سوال کنم،حتما شیطان اورا میشناسد
دخترک:اگر بخواهی،میتوانی اورا ببینی،فقط باید هرکاری که میگویم انجام بدهی.توی چشمای من نگاه کن.خوب،حالا چی میبینی؟او را دیدی؟
شوالیه:فقط وحشت را می بینم.و دیگر هیچ.
دخترک:پشت سرت هم نیست؟
شوالیه:نه
دخترک:اما او همیشه مرا دنبال میکند.فقط کافیست دستم را دراز کنم تا اورا بگیرم.حتی الان.آتش مرا نمی سوزاند.این را میدانم.
و این همان اتفاقی است که رخ می دهد و دخترک قبل به آتش کشیده شدن می میرد.اتفاقی که پیام های بسیاری در خودش دارد و شاید مهمترینش آن باشد که می بینید، مردم سال هاست از چیزی اطاعت می کنند (کلیسا) که چیزی جز گمراهی (شخصیت شوالیه) برایشان به همراه نیاورده و حالا یک نفر را هم که به حقیقت وجودی و خبیث آنها پی برده به جرم همدستی با شیطان محکوم به سوختن است!!!
و در آخر دوست دارم سوالی تازه را مطرح کنم و آن این است که آیا شوالیه سرانجام به آن چیزی که می خواست رسید؟ جواب آری است و حالا جالب جایست که او به حقیقت وجودی خدا پی می برد و آن صحنه ای نیست جز خوردن شیر و توت فرنگی وحشی با خانواده ی هنرمند داستان.جایی که لبخند بر لب شوالیه می نشیند و سرانجام به چیزی که می خواهد می رسد.حتی مرگ هم متعجب از او می پرسد خوشحالی و او دلیل خوشحالیش را پنهان می کند و از آن مهمتر به عمد با به هم ریختن بازی، توجه مرگ را از خانواده ی خوشبخت داستان منحرف می کند تا شاید آنها را نجات دهد.تا شاید چیزی که به اشتباه سال ها از خودش و همسرش و فرزند احتمالیشان دریغ کرد را به آن خانواده خوشبخت هدیه دهد.نعمت بزرگ زندگی کردن.زندگی کردنی که در نمای آخر با قرار گرفتن درکنار مرگ،یکی از مهمترین تضادهای داستان را شکل می دهد.تضادهایی بی پایان.




نوع مطلب : نقد و بررسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




سه شنبه 23 مرداد 1397 03:04 قبل از ظهر

Thank you! A good amount of advice!

viagra online no prescriptions low price viagra buy viagra online cheap get viagra prescription online viagra to buy viagra price buy cheap viagra canada buy generic sildenafil buy viagra 50mg cheap generic viagra uk
یکشنبه 21 مرداد 1397 11:05 بعد از ظهر

You suggested that effectively.
generic cialis 20mg uk wow cialis tadalafil 100mg compare prices cialis uk generic cialis 20mg tablets cialis 20mg cialis ahumada bulk cialis viagra vs cialis cialis side effects cialis 100mg suppliers
جمعه 7 اردیبهشت 1397 06:54 بعد از ظهر

Regards! Good stuff.
canadian drugs generic cialis pastillas cialis y alcoho dosagem ideal cialis only here cialis pills cialis price thailand cialis sans ordonnance 200 cialis coupon cialis 5 mg buy buy cialis online cheapest we recommend cheapest cialis
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 03:48 قبل از ظهر

Kudos! A lot of write ups.

where can i buy cheap viagra can you buy viagra over the counter viagra online rx buy viagra online without a prescription how get viagra viagra uk prescription buy cheap viagra online low price viagra where to buy viagra cheap sildenafil uk pharmacy
جمعه 17 فروردین 1397 07:30 بعد از ظهر

Kudos. Valuable information.
venta de cialis canada 5 mg cialis coupon printable achat cialis en europe cialis in sconto legalidad de comprar cialis cialis manufacturer coupon cialis generique cialis 20mg prix en pharmacie buying cialis on internet cialis online
یکشنبه 27 اسفند 1396 10:39 بعد از ظهر

Thanks a lot! I value it.
cialis coupons printable cialis et insomni cialis name brand cheap calis 40 mg cialis what if i take prix cialis once a da click here take cialis prix cialis once a da safe site to buy cialis online what is cialis
جمعه 17 آذر 1396 07:34 بعد از ظهر
Fascinating blog! Is your theme custom made or
did you download it from somewhere? A theme like yours with
a few simple tweeks would really make my blog stand out.
Please let me know where you got your design. Thanks a lot
چهارشنبه 10 آبان 1396 04:55 بعد از ظهر
اوه خدای من! شخص مقاله قابل توجه! خیلی ممنونم، با این حال من با RSS شما مشکل دارم.
نمی دانم چرا من نمی توانم به آن بپیوندم. آیا فرد دیگری دارای مسائل مربوط به RSS است؟
هر کسی که راه حل را می داند، به شما مهربان پاسخ می دهد؟
با تشکر!!
شنبه 1 مهر 1396 08:37 قبل از ظهر
Hi would you mind letting me know which hosting company you're working with?
I've loaded your blog in 3 different internet browsers and I
must say this blog loads a lot quicker then most. Can you suggest a
good internet hosting provider at a fair price?
Thank you, I appreciate it!
دوشنبه 27 شهریور 1396 12:27 قبل از ظهر
Generally I don't read article on blogs, but I would
like to say that this write-up very pressured me
to try and do so! Your writing style has been amazed me.

Thank you, quite nice article.
شنبه 18 شهریور 1396 07:42 بعد از ظهر
Very quickly this website will be famous among all
blogging people, due to it's good articles
جمعه 13 مرداد 1396 03:29 بعد از ظهر
Greetings! Very useful advice within this article!
It's the little changes which will make the biggest changes.
Thanks a lot for sharing!
دوشنبه 9 مرداد 1396 09:02 بعد از ظهر
Hey! I know this is somewhat off topic but I was wondering which blog platform are you using for this website?
I'm getting tired of Wordpress because I've had issues with
hackers and I'm looking at options for another platform.
I would be great if you could point me in the direction of
a good platform.
دوشنبه 9 مرداد 1396 03:02 بعد از ظهر
It's amazing in support of me to have a web site, which is valuable designed for my
experience. thanks admin
جمعه 16 تیر 1396 06:18 بعد از ظهر
Heya i'm for the first time here. I found this board and I find It truly useful & it
helped me out much. I hope to give something back
and aid others like you helped me.
یکشنبه 4 تیر 1396 11:35 بعد از ظهر
بسیار قلب از خود نوشتن در حالی که ظاهر شدن دلنشین در آغاز آیا
نه کار بسیار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی درون جملات شما در واقع قادر به من مؤمن اما فقط برای بسیار در حالی که
کوتاه. من این مشکل خود را با فراز در مفروضات و یک ممکن است را خوب به پر کسانی که شکاف.
که شما که می توانید انجام من را قطعا
بود تحت تاثیر قرار داد.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:48 بعد از ظهر
Greetings! I've been following your web site for a long time
now and finally got the courage to go ahead and give
you a shout out from Humble Texas! Just wanted to tell you keep up
the fantastic work!
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 04:55 بعد از ظهر
Link exchange is nothing else however it is only placing
the other person's webpage link on your page at suitable place
and other person will also do similar in support of you.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 04:09 بعد از ظهر
Hurrah! In the end I got a webpage from where I be capable of genuinely obtain helpful facts concerning
my study and knowledge.
جمعه 11 فروردین 1396 12:15 بعد از ظهر
I want to to thank you for this very good read!! I certainly enjoyed every bit of it.
I have you book-marked to look at new stuff
you post…
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر