تبلیغات
" موفقیت در سینما " - یه هدیه ی تولد
 
" موفقیت در سینما "
سینما و سینما و سینما
                                                        
درباره وبلاگ

با سلام و خوش آمد به شما بازدیده کننده گرامی
امیدوارم لحظات خوبی رو در این سایت تجربه کنید
با آرزوی بهترین ها
مدیر وبلاگ : علی اکبر رنجبر
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام
سه شنبه 19 خرداد 1394 :: نویسنده : علی اکبر رنجبر

1-   - 25 سالگی.

2-   - اخیرا مقاله ای خوندم در رابطه با میانگین سن ایرانی ها.زن ها 69 سال و مرد ها 75 سال.به نظر خوب میرسه.

3-   - امشب فیلم مستند خود زندگی رو دیدم.مستندی داستانی در رابطه با زندگی مشهورترین منتقد چند دهه ی اخیر دنیا.راجر ایبرت.نمیخوام در رابطه با مسائل فنی و نقطه نظرات مرسوم در رابطه با این مستند صحبت کنم.فقط می خوام احساسمو بنویسم.البته اگه از پسش بر بیام.

4-   - این روزا حس و حال عجیبی دارم.از چند وقت پیش شروع کردم به نوشتن متن های عادی روزانه.نوشته هایی که هدفش در عنوانش خلاصه میشه.نوشتن و نوشتن و نوشتن.یه جورایی دارم تمرین نوشتن میکنم.دارم یه جورایی سعی می کنم خودمو عادت بدم به نوشتن.به همین خاطر چند روزه که تصمیم داشتم در مورد اتفاقی بنویسم که بر اساس گفته های آمار اگه خیلی خوش شانس باشم حدوا 75 بار اونو تجربه خواهم کرد.حدودا 10 روزه دیگه (البته اگه زنده باشم) آخرین برگ های 24 سالگیم ورق خواهد خورد و پا به 25 سالگی خواهم گذاشت.

5-   - مستند خود زندگی بیشتر از هر فیلم سینمایی که تا الان تو عمرم دیدم منو به فکر فرو برد.فکر کردن به یه واژه که مثل یه ظرف خیلی بزرگ همه چیو تو خودش نگه می داره.به زندگی.زندگی ایی که اگه بخوایم با نگاه یک فیلمنامه نویس و تنها در قالب یک لاگ لاین اونو تعریف کنیم به دو واژه می رسیم.تولد و مرگ.به نظرم زندگی خیلی شبیه به یه " بند رخته ".دو سر اول و آخر داره و کلی لباس رنگارنگ در سایزهای مختلف که بهش چسبیده.بعضی لباس ها خشک شدن و بعضی ها هنوز ترن.

6-     -بر اساس مستندات آمار حدودا یک سوم از زمانی که در اختیار داشتم و دارم تموم شده.24 سال گذشت.با همه ی خوبی ها و بدی هاش.با همه ی پستی ها و بلندی هاش.با همه ی خنده ها و گریه هاش.تو این مدت یاد گرفتم بخونم و بنویسم(چقد این کلمه رو دوست دارم).مدرسه رفتم،دانشگاه رو تجربه کردم،خدمت سربازی رو پشت سر گذاشتم.دو تا پدر بزرگ رو از دست دادم و یه داماد دوست داشتنی رو.یه بار به معنای واقعی کلمه عاشق شدم(میدونی چرا از کلمه ی عشق استفاده میکنم؟چون بهم نرسیدیم).بارها لذت دوست داشتن و دوست داشته شدنو تجربه کردم.تا الان یه مقام اولی تو فیلمنامه داشتمو و خیلی از چیز های ریز و درشت دیگه رو.الان که خوب فکرشو میکنم میبینم باید کلمه "یک بار "رو در رابطه با عاشق شدن به " دو " تغییر بدم،بله برای بار دوم عاشق چیزی شدم که بهش میگن هنر هفتم.سینما.میبینین اگه همین الانم همه چی تموم بشه احساس بدی نخواهم داشت چون تا همین الانشم خدا رو شکر چیزای خوب زیادی رو تجربه کردم.هذا من فضل ربی.

7-   - مستند خود زندگی رو خیلی دوس داشتم چون خیلی برام ملموسه.یه جورایی مثل یه آیینه میمونه که داره بسیاری از پستی و بلنی های این 24 ساله ی زندگی رو بهم نشون میده.درست مثل یه دوست.

8-  - باز گردیم به آمار.اخیرا یکی از پزشکان شناخته شده ی کشورمان به یکی از رسانه ها در مورد سونامی سرطانی که سال های آتی کشورمان را فرا خواهد گرفت هشدار داده بود.سونامی ایی که با توجه اندکی به اطرافمان متوجه می شویم که به نوعی آغاز شده و متاسفانه با سرعت زیادی در حال پیشرفت است.مرور آمار هنرمندانی که همین یکی و ساله ی اخیر به خاطر سرطان جان خود را از دست دادند گویایی این حقیقت است.

9-   - آنگونه که در مستند عنوان می گردد ایبرت در سال 2005 متوجه می شود که تومور بدخیمی در فک پاینیش رشد کرده و از همان زمان مبارزه اش با بیماری شروع می شود.

---  اگر به من بگن بین انواع گوناگون مردن کدام نوع را انتخاب خواهی کرد می گویم مردنی که اتفاقی نباشد.تصادف با اتومبیل یا سقوط هواپیما و  یا گاز گرفتگی و انواع سکته های کشنده آنی و چنین اتفاق های را نمی پسنم زیرا بیشتر مثل یک غافلگیری سینمایست.بیش از همه چیز با شک و تعجب همراست.از بین افکت های درام تعلیق را بیشتر از همه دوست دارم.در تعلیق تماشاگر به عنوان دانای کل بر اطلاعات درام  اشراف دارد.دوست دارم مردنی را تجربه کنم که قببل از آن زمان کافی را برای تمام کردن کارهای ناتمامم داشته باشم.یعنی بدونم کی می خوام بمیرم.درست مثل همون تماشاگر  و مخاطب دانای کل.من پدربزرگ مادریم را همین 3 سال پیش به خاطر سرطان از ست دادم.میدونم که تو چنین مردنی همه چی یه جورایی سختر میشه اما اینکه بعد از شنیدن خبر زمان تقریبی مرگت هنوز وقت واسه برنامه ریزی داری خودش خیلی مهمه.یه جورایی مثل زندگی بعد از مرگ میمونه.یه بازگشت دردناک دوباره.

---درست مثل فرصتی که تقدیر به ایبرت داد.فرصتی که ایبرت تو اون تا حدودی موفق شد لباس های خشک شده ی رو بند زندگیشو برداره،اگرچه معتقدم اگه زندگی تا ابد هم ادامه داشته باشه همیشه یه سری لباس خشک نشده باقی خواهد موند.هیچ کاریش نمیشه کرد.فقط باید باهاش کنار اومد.

---- صدای تیک تاک ساعتو میشنوم.زمان میگذره.بدون اجازه ی من و تو.لحظات آخر 24 سالگی رو دارم نفس میکشم و به راستی که در هر نفسی دو شکر واجب است.به خاطر تنفسی که ممد حیات است و مفرح ذات.دوست داشتم این نوشته را در قالب یک هدیه ی تولد زودتر از موعود به خودم تقدیم کنم.نمیدونم شاید تو انتقال حس و حال این روزام خیلی خوب عمل نکردم اما همینکه باعث شد لذت بخش ترین کار دنیا(نوشتن ) رو انجام بدم خیلی خوشحالم.نمیدونم چه پیش خواهد آمد.باید منتظر ماند و دید.

--- الهی به امید تو

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




جمعه 13 مرداد 1396 03:21 بعد از ظهر
Having read this I believed it was rather enlightening.
I appreciate you finding the time and energy to put this informative article together.
I once again find myself personally spending way too much time
both reading and commenting. But so what, it was still
worth it!
یکشنبه 8 مرداد 1396 03:28 قبل از ظهر
Wonderful beat ! I would like to apprentice even as you
amend your website, how can i subscribe for a blog site?
The account aided me a acceptable deal. I have been a little bit acquainted of this your broadcast offered shiny transparent concept
شنبه 12 فروردین 1396 08:45 بعد از ظهر
I'm truly enjoying the design and layout of your website.
It's a very easy on the eyes which makes it much more enjoyable for me to come here and visit more often. Did you hire out
a developer to create your theme? Superb work!
سه شنبه 19 خرداد 1394 04:42 بعد از ظهر
سلام عزیزم وبلاگ خیلی قشنگی دارید آیا دوست داری وبلاگت را به هزاران كاربر اینترنت معرفی كنید

همین امروز لینك خود را ثبت كنید تا 1000 بازدید رایگان فقط تا آخر سال دریافت كنید
سه شنبه 19 خرداد 1394 01:33 بعد از ظهر
سلام و ادب و احترام امیداورم سال خوبی آغاز کرده باشید
دوست گلم وب جالبی داری ممنون میشم سری به ما هم بزنی و با هم تبادل لینک داشته باشیم مرررسی
سه شنبه 19 خرداد 1394 12:58 بعد از ظهر
یا سلام
از شما دوست عزیز دعوت میکنم که وبلاگ خود را در دایرکتوری انجمن وبلاگ نویسان ثبت کرده و به جمع ما بپیونیدد.
با تشکر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر