تبلیغات
" موفقیت در سینما " - " بال هایت را بگشا "
 
" موفقیت در سینما "
سینما و سینما و سینما
                                                        
درباره وبلاگ

با سلام و خوش آمد به شما بازدیده کننده گرامی
امیدوارم لحظات خوبی رو در این سایت تجربه کنید
با آرزوی بهترین ها
مدیر وبلاگ : علی اکبر رنجبر
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام
شنبه 1 مرداد 1390 :: نویسنده : علی اکبر رنجبر

" یکی بود،یکی نبود.در یک سرزمین دور افتاده پادشاهی بود که علاقه ی بسیاری به پرندگان شکاری داشت.او در دربار خود دو عقاب بسیار زیبا داشت.یکی از آنها هر روز در بلندای کاخ زیبای پادشاه به پرواز در می آمد و هر بار با بر چنگ داشتن شکاری،بازگشت پیروزمندانه ی خود را جشن می گرفت.پادشاه از دیدن توانمندی های بالای عقاب خود بسیار خوشحال میشد.اما در مقابل عقابی دیگر قرار داشت که روی شاخه ای تنها نشسته بود و هیچ تلاشی مبنی بر گشودن بال های توانایش،برای به پرواز در آمدن از خود نشان نمی داد و این سکون،پادشاه را بسیار ناراحت می ساخت.به همین دلیل به دستور پادشاه کشاورزی را به دربار آوردند که مدعی بود " دوای درد پادشاه " در دستان اوست.چند دقیقه پس از ورود کشاورز به قصر،پادشاه هر دو عقاب را مشاهده کرد که در بلندای آسمان به پرواز در آمده اند و جهان را زیر بال های قدرتمندشان سیر می کنند.پادشاه با تعجب از کشاورز پرسید:" چه جادو و حیله ای را به کار گرفتی،تا توانستی او را مجبور به پرواز کنی؟" کشاورز با لبخند گفت:"سرورم هیچ جادو و مکر و حیله ای در کار نبود،من تنها شاخه ای که پرنده روی آن نشسته بود را بریدم،وقتی پرنده دید راهی جز پرواز ندارد بال های خود را گشود و با تمام اشتیاق به پرواز در آمد. عقاب توانایی پرواز داشت اما تکیه بر جایگاهی سست ،او را از به پرواز در آمدن محروم ساخته بود"

نکات اخلاقی و آموزنده:" بسیاری از ما آدم ها درست مثل عقاب گوشه گیر هستیم،و با وجود داشتن توانای های بسیار،تکیه بر جایگاه سست را به حکم عادت،به سیر در جهان و به پرواز درآمدن در آن ترجیح می دهیم،و اینجاست که شکستن شاخه ها به دست حکیمی حاکم آغاز می شود.

پس اگر روزی دیدی شاخه ای سست زیر پایت شکسته شد( در زندگی با مشکلی مواجه گردیدی) بدان که خداوند می خواهد با گشودن بال های افکارت،پرواز در جهان موفقیت را به تو بیاموزد.پس بیا به هم قول دهیم زین پس وقتی شاخه ای سست در زندگیمان شکست،با تمام آرامش بال هایمان را بگشایم که جهان در تسخیر توانای های خداگونه ی ماست.

مهم این است که با توکل به خدا و ایمان به  اعتماد به نفس خود،بال های علم و عملت را بگشای،آنجاست که با به پرواز در آمدن در دنیای سرشار از زیبایی ها،موفقیت های نامحدود را با چنگال توانایت،شکار خواهی کرد 





نوع مطلب : نقد و بررسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 25 شهریور 1396 03:07 بعد از ظهر
I was suggested this web site by my cousin. I'm not sure whether this post is written by him as no one else
know such detailed about my problem. You're incredible!
Thanks!
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:50 قبل از ظهر
Just desire to say your article is as surprising. The clearness on your submit is simply great and
that i could think you are an expert in this subject.
Well with your permission allow me to snatch your feed
to stay up to date with approaching post. Thanks
one million and please continue the enjoyable work.
جمعه 13 مرداد 1396 09:49 بعد از ظهر
Right here is the right website for everyone who really wants to find out about this topic.
You realize so much its almost tough to argue with you (not that I personally would want to…HaHa).
You definitely put a brand new spin on a topic that's been discussed for years.
Great stuff, just wonderful!
دوشنبه 9 مرداد 1396 03:25 بعد از ظهر
Thanks for every other informative site.
The place else may I get that type of info written in such an ideal method?
I've a project that I'm simply now operating on, and I've been on the
look out for such information.
چهارشنبه 7 تیر 1396 05:57 قبل از ظهر
Hi friends, its enormous paragraph about cultureand fully defined, keep it up all the time.
جمعه 8 اردیبهشت 1396 10:44 بعد از ظهر
Thanks for some other informative website. The place else may
I get that kind of information written in such a perfect
method? I have a project that I'm just now working on, and I have been at the glance out for such info.
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 06:28 بعد از ظهر
Superb website you have here but I was curious if you knew of any community
forums that cover the same topics talked about in this article?
I'd really love to be a part of community where
I can get comments from other knowledgeable people that share the same interest.

If you have any suggestions, please let me know. Thank you!
دوشنبه 14 فروردین 1396 11:13 قبل از ظهر
Thank you for the auspicious writeup. It in fact
was a amusement account it. Look advanced to far added agreeable from you!
By the way, how could we communicate?
یکشنبه 13 فروردین 1396 04:27 بعد از ظهر
I was very pleased to uncover this website. I want to to thank you for your time for this particularly wonderful
read!! I definitely liked every part of it and I have
you bookmarked to check out new stuff on your blog.
جمعه 22 اردیبهشت 1391 12:12 بعد از ظهر
مرسی خوب بود
علی اکبر رنجبرخواهش میکنم
دوشنبه 10 مرداد 1390 10:01 قبل از ظهر
سلام جالب بود وتقویت كننده وفق باشی دوست من
علی اکبر رنجبرممنونم و همچنین
شنبه 8 مرداد 1390 12:04 قبل از ظهر
سلام....

آپم رفیق عزیز..
جمعه 7 مرداد 1390 01:10 بعد از ظهر
سلام
میدونید اقای رنجبر اگه واقعا بگن یکی از افرادی که در مورد موفقیت مینویسه و واقعا به کلامی که خودش میگه اعتقاد داره و در واقع شعاری نباشه رو بگو من شما رو میذارم تو لیست
بنابراین از صمیم دلم از بابت هدیه خوبی که بهم دادید تشکر میکنم و میدونم که ارزش معنویه والایی داره.
پایدار باشی و سلامت
علی اکبر رنجبرسلام دوست عزیز
از لطف بی درغتون یه دنیا سپاسگذارم و امیدوارم لیاقت این گفته های زیباتون رو داشته باشم،در ضمن بابت اون هدیه ی ناقابل هم باید بگم که قابل شما رو نداشت
و همچنین منم براتون آرزوی پایداری و سلامتی و در یک کلام "موفقیت" دارم
پنجشنبه 6 مرداد 1390 01:22 بعد از ظهر
گاهی نیاز به یه تلنگر هست که انقدر افسرده نباشیم ...
چهارشنبه 5 مرداد 1390 09:37 بعد از ظهر
سلام
ممنون از حضور گرم و همیشگیتون والبته+
در مورد سرانه چاپ و....که حق با شماست و واقعا جای تاسف داره.
برنامه 90ثانیه با کتاب رو ندیدم،
چه قــــــــــــــــــــــــــــدر زیاد!90ثانیه!!
********
ممنون از لطفتون،و ممنون از دقت نطرتون وممنون از این که میاید نگاه میکنید میخونید و وقت میذارید.
+باشی
علی اکبر رنجبرسلام دوست عزیز
خواهش میکنم
آره واقعا
خواهش میکنم
ممنونم و همچنین
دوشنبه 3 مرداد 1390 10:06 قبل از ظهر
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .
علی اکبر رنجبربا سپاس از حظورتون
یکشنبه 2 مرداد 1390 05:59 بعد از ظهر
سلام. به خاطر پست فوق العاده زیباتون سپاسگزارم. به روزم و منتظر نگاهتون. برقرار باشید
علی اکبر رنجبرعلیک سلام دوست عزیز
ممنونم
به روی چشم،حتما
یکشنبه 2 مرداد 1390 09:39 قبل از ظهر
داستان خیلی خوبی بود...
بله خب هر کدوم از ما توانمندی هایی داریم که شاید خیلیاشون پشت یکسری چیز مثلا یکیش همین تکیه گاه سسته قایم شده باشه...بعضیا تا این مرحله جلو میرن ولی نمی تونن تکیه گاه رو پیدا کنن..
میگم حق با خانم میناست..چه جالبه..فکرشو نکرده بودم..ولی یه بعد دیگه از شخصیت شماست..
علی اکبر رنجبرممنونم
یکشنبه 2 مرداد 1390 08:59 قبل از ظهر
سلام
به به!!
کلا داستان های کوتاه به دل ادم میشینهوتاثیرشم خیلی زیاده
تبریک بابت پست خوبتون
قالبتون حس کودکانه خوبی به ادم میده
انگار یه بعد دیگه ازشما رو میشه توش دید!!!!!!!!!!!!!!!!
+باشی
علی اکبر رنجبرممنونم از این همه دقت نظرتون
شنبه 1 مرداد 1390 11:30 بعد از ظهر
خیلی عالی بود
علی اکبر رنجبرممنون
شنبه 1 مرداد 1390 07:49 بعد از ظهر
سلام...

ایولللل بال هایت رابگشا ... پیش به سوی پرواز...

زیبا بود... مرسی..
علی اکبر رنجبرممنونم از اینکه به وب خودتون سر زدید
شنبه 1 مرداد 1390 05:27 بعد از ظهر
سلام دوست عزیز:
داستان بسیار زیبا ،، و نتیجه آن بسیار زیباتر بود. برایت بهترین ها را آرزومندم.
علی اکبر رنجبرممنونم دوست عزیز
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر