تبلیغات
" موفقیت در سینما " - " نامه ای به خدا "
 
" موفقیت در سینما "
سینما و سینما و سینما
                                                        
درباره وبلاگ

با سلام و خوش آمد به شما بازدیده کننده گرامی
امیدوارم لحظات خوبی رو در این سایت تجربه کنید
با آرزوی بهترین ها
مدیر وبلاگ : علی اکبر رنجبر
مطالب اخیر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
داغ کن - کلوب دات کام
یکشنبه 16 مرداد 1390 :: نویسنده : علی اکبر رنجبر

"خدایا من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریای خود نداری ،من خدای همچون تو دارم و تو، خدای همچون خود نداری"

                                                                               

پسرک دائمنا این جمله ی مادرش رو به یاد میاره و هر وقت که به اون فکر میکنه به نظرش غیر ممکن میاد که این جمله ی مامانش درست باشه:"ببین پسر خوشکلم ،تو میتونی به راحتی ،هر چیزی رو که دوست داری  از خدا بخواهی و چون تو بچه ای و معصوم ،خدا هر چه زودتر دعای تو رو قبول میکنه".پسرک هر وقت که این جمله به ذهنش میرسه با خودش میگه: "آیا واقعا چنین چیزی امکان داره؟آیا واقعا خدا حرف ما بچه ها رو باور میکنه و زود زود اونا رو براورده میکنه؟"

تا اینکه سرانجام  پسرک تصمیم میگره که یه نامه ای برای خدا بنویسه، و اون چیزهایی که دوست داره رو از خدا بخواد و سرانجام یه روز نامه ی خودشو اینطوری شروع می کنه به نوشتن.

"سلام خدا ،اسم من علی است.کلاس اول دبستانم.مامانم منو علی جون صدا میکنه ،و بابام ،که خدا کنه مردم کمتر آشغال بیرون بریزن ،تا کار اون تو شهرداری آسونتر باشه و نخواد با کمری که درد میکنه آشغالو رو جمع کنه ،منو جیگر بابا صدا میزنه.مامانم همیشه به من میگه تو هرچی رو که از خدا بخواهی ،خدا چون تو بچه ای سریع اونو به تو میده.حالا من می خوام ببینم آیا مامان جونم راست می گه یا مثل بابام که دو ساله بهم قول داده که برام یه دوچرخه بخره ،دروغ میگه.

خوب خدای خوب و گلم ،اولین چیزی که من از تو می خوام اینه که هر چه زودتر منو بزرگ کنی تا من برم جای بابام کار کنم و بابام نخواد با کمری که درد می کنه و دکتر گفته که باید عمل بشه،واسه من و مامانم بیشتر از این زحمت بکشه و اذیت بشه.دومین چیزی که ازت می خوام اینه که به ماهم مثل خاله زهرام ،پول بدی تا مامانم مجبور نباشه لباس های کهنه ی اونو بپوشه و هر وقت که اونو میبینه به قول خودش از خجالت آب بشه.سومین چیز ،یه دوچرخه ی خوبه که من با اون جلوی بچه های محلمون بازی کنم و نخوام هر دفه از سعید بخوام که اون دوچرخشو به من بده، و اونم بگه که بابام گفته دوچرختو دست بچه فقیرها نده.چهارمین چیزی که ازت می خوام اینه که دعای مامانمو که سر نماز همش میگه "خدایا دیکس کمر مش غلام رو خوب کن"رو قبول کنی ،اگرچه نمی دونم این دیکسی که مامانم میگه چیه و کیه و از جون بابام چی می خواد،ولی اگه مثل مشت عباسه که به خاطر 100 هزار تومن پول که بابام برای دل درد مامانم از اون گرفته و حالا دست از سر کچلمون بر نمیداره ،ازت می خوام که ما رو از شر اون خلاص کنی.پنجمین چیزی که ازت می خوام اینه که به آقا جعفر ،بنای سر کوچمون بگی که بیاد و سقف خونمون که خراب شده رو درست کنه ،چونکه همین چند ماه قبل بود که سقف خونمون یه هو ریخت رو سر آبجی کوچکم که تازه داشت 10 ماهش میشد، و حالا هر وقت از مامانم سوال میکنم که آبجی لیلا کجاست گریه می کنه و می گه عزیزم اون رفته پیش خدا.ششمین چیزی که ازت می خوام اینه که ،بابا دست از سر خواهر ما برداری و بذاری اون بیاد پیش ما،تو با اون چیکار داری؟اون تازه داشت 10 ماهش میشد و اصلا هم نمی تونست راه بره ،حالا چه طوری اومده پیش تو نمیدونم!.خوب بگذریم چیز بعدی که ازت می خوام اینه که به من هم یه دونه موبایل بدی تا مامانم با اون زنگ بزنه و نخواد واسه زنگ زدن بره خونه ی اکرم خانومینا.در ضمن این موبایل های چینی هم باشه طوری نیست ،بهت قول می دم که زمینش نزنم.

پسرک لحظه ای با خودش فکر می کند که دیگه چی می خواست و نا خودآگاه فکر شو رو کاغذ می نویسه :

"دیگه چی می خواستم؟.....آها یادم اومد در ضمن یادت باشه که دیگه این خواهری که تو شکم مامانم است و پیش خودت نبری چون که اگه این کارو کردی من باهات قهر میکنم و دیگه هیچ وقت برات نامه نمی نویسم.راستی یادم رفت که بگم اگه به من دوچرخه بدی قول می دم که برم و واسه مامانم هر چی که می خواد بخرم و صبح ها هم زود به مدرسه برسم تا معلم منو به خاطر دیر رسیدن به کلاس، کتک نزنه.

خوب خدای خوب و خوشکلم ،این چیزهای که بهت گفتمو آماده کن که اگه تو به قولت وفا کنی من هم قول می دم شبهای که غذای واسه خوردن نداریم بهونه نگیرم و مامانمو نزنم و گریه نکنم.خوب ،پس فعلا اینا رو برام بفرست تا بعدا چیزهای دیگه ای مثل اینکه ،"ای کاش مامان منو هم مثل زلیخا خوشکل می کردی"،و خیلی از چیز های دیگه ازت بخوام.پس فعلا خدا حافظ. 





نوع مطلب : نقد و بررسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 27 شهریور 1396 09:41 قبل از ظهر
I relish, lead to I discovered just what I was looking for.
You have ended my 4 day long hunt! God Bless you man. Have a
great day. Bye
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:18 قبل از ظهر
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the video to make your point.
You obviously know what youre talking about, why waste your intelligence on just posting videos to your weblog when you could
be giving us something informative to read?
جمعه 13 مرداد 1396 03:01 بعد از ظهر
My partner and I absolutely love your blog and find
many of your post's to be what precisely I'm looking for.

Do you offer guest writers to write content for you?

I wouldn't mind producing a post or elaborating on some of the subjects you
write related to here. Again, awesome weblog!
جمعه 13 مرداد 1396 02:08 بعد از ظهر
Great blog here! Also your website loads up very fast! What host are you using?
Can I get your affiliate link to your host? I wish my site loaded up as fast as yours lol
یکشنبه 8 مرداد 1396 12:30 قبل از ظهر
Good day very cool web site!! Guy .. Excellent .. Amazing ..
I will bookmark your web site and take the feeds additionally?
I'm satisfied to search out a lot of helpful information here in the submit,
we want develop more strategies on this regard, thanks for
sharing. . . . . .
جمعه 16 تیر 1396 06:43 بعد از ظهر
No matter if some one searches for his necessary thing, therefore he/she wishes to be available that in detail, so that thing is maintained over here.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:25 قبل از ظهر
It is not my first time to go to see this web page, i am visiting this site
dailly and get nice information from here everyday.
جمعه 8 اردیبهشت 1396 06:36 قبل از ظهر
Greetings! Very helpful advice in this particular post!
It is the little changes that produce the greatest changes.
Thanks for sharing!
شنبه 12 فروردین 1396 09:01 بعد از ظهر
This post will help the internet visitors for setting up new weblog or even a blog from start to end.
یکشنبه 18 تیر 1391 03:47 بعد از ظهر
"خدایا من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریای خود نداری ،من خدای همچون تو دارم و تو، خدای همچون خود نداری"


قشنگ بود.
علی اکبر رنجبرمرسسسسسسسسسسی
پنجشنبه 29 دی 1390 03:07 بعد از ظهر
یک جورایی خوب بود
شنبه 28 آبان 1390 04:24 بعد از ظهر
سلام وب بسیار خوب و مفیدی دارین...موفق باشید
یکشنبه 27 شهریور 1390 12:00 قبل از ظهر
....`’•,,•’`’’’

-----------♥
---------♥
--------♥
------♥
----♥
--♥
-♥
•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•**´`*•.¸¸.*´`*•.

█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥♥۞♥

✿زیـبا ترین درود و سلام دوســـت عزیز. وپ زیــبای داری مــــوفـــق باشیــد✿
✿اگر خــــواســتی بمـــن ســـر بــــزن منتظــــــر حضــــور سبــــــزت هستم✿
█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥♥۞♥

-♥
--♥
----♥
------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’
علی اکبر رنجبرچشم حتما
شنبه 26 شهریور 1390 11:58 بعد از ظهر
....`’•,,•’`’’’

-----------♥
---------♥
--------♥
------♥
----♥
--♥
-♥
•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•*´`*•.¸¸.•**´`*•.¸¸.*´`*•.

█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥♥۞♥

✿زیـبا ترین درود و سلام دوســـت عزیز. وپ زیــبای داری مــــوفـــق باشیــد✿
✿اگر خــــواســتی بمـــن ســـر بــــزن منتظــــــر حضــــور سبــــــزت هستم✿
█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥█♥۞♥♥۞♥

-♥
--♥
----♥
------♥
--------♥
---------♥
-----------♥
•’``’•,•’``’•,
.’•,`’•,*,•’`,•’
....`’•,,•’
جمعه 28 مرداد 1390 05:30 بعد از ظهر
سلام مطلب خیلی جالبی بود.
علی اکبر رنجبرممنونم
دوشنبه 17 مرداد 1390 07:38 بعد از ظهر
آقای رنجبر مطالب مفید و جالب بود .. موفق باشید
علی اکبر رنجبرممنونم دوست عزیز
دوشنبه 17 مرداد 1390 01:51 قبل از ظهر
سلام. خیلی معصومانه بود.
به رومز و منتظر حضور گرمتون
علی اکبر رنجبرحتما
یکشنبه 16 مرداد 1390 06:56 بعد از ظهر
سلام
گاهی وقت ها به سادگی دل بچه ها حسودیم میشه
ممنون که خبر دادین جالب بود
موفق باشین
علی اکبر رنجبرممنونم
یکشنبه 16 مرداد 1390 03:15 بعد از ظهر
سلامی دوباره.. آپم رفیق
یکشنبه 16 مرداد 1390 02:40 بعد از ظهر
سلام
ممنوم بخاطر الطاف بسیار شماو اینکه مرتب به من سر میزنی،خوهش میکنم نظراتتان را به صورت خصوصی نگذارید مگر اینکه ایراد یا انتقادی اگردارید.
درپناه حق ،موفق باشید
علی اکبر رنجبرچشم
یکشنبه 16 مرداد 1390 01:51 بعد از ظهر
از این ادما زیاد هستن
ما نمیبینیم
یکشنبه 16 مرداد 1390 01:24 بعد از ظهر
سلام دوست عزیز:
زود آمدم و از خواندن این داستان لطیف و زیبا لذت بردم.
کاش کمی از روح پاک بچه ها را ما بزرگ تر ها داشتیم.
برایت روحی پاک به وسعت روح پاک کودکان آرزومندم.موفق و شاد باشی.
علی اکبر رنجبرسلام دوست عزیز
ممنونم از حظورتون
یکشنبه 16 مرداد 1390 12:50 بعد از ظهر
سلام... وای خدای من چه قدر خوب بود میبینی دل بچه ها رو....

آهان راستی اون نوشته ماله امام سجاد

دکتر شریعتی نگفته دوست عزیز آقا آرمین.

ممنونم از دعوتت
علی اکبر رنجبر سلام دوست عزیز
خوب آرمین جون میبینی،دو بر یک به نفع ما
خواهش میکنم ممنون از اینکه سر زدید
یکشنبه 16 مرداد 1390 12:22 بعد از ظهر

چشم...
علی اکبر رنجبر........................
چشمت بی بلا عزیزم
یکشنبه 16 مرداد 1390 12:14 بعد از ظهر
نه من قطعی میگم..نوشته ی دکتر شریعتیه..
علی اکبر رنجبرحالا دیگه، تو هم گیر نده دیگه!!!!!!!!!!!
یکشنبه 16 مرداد 1390 12:03 بعد از ظهر
سلام.
یک نامه ی بسیار جذاب و خوندنی کودکانه بود...
آقای رنجبر؟!
این جمله که گفته ی دکتر شریعتیه نه امام سجاد!
علی اکبر رنجبرسلام دوست عزیز

والا منم یه جایی خوندم که از امام سجاده اما با این اوصاف به نظرم بدون قید نام نویسنده عنوان بشه بهتر باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر